عشق باز 2

این وبلاگطبق قوانین جمهوری اسلامی و فقط برای اموزش جوانان است

مشکلات جنسی دخترها و پسر

مشكل جنسي يك‌ پنجم زنان

ديس‌پارونيا يا مقاربت دردناک، عارضه‌‌اي است که زنان را گرفتار مي‌کند. در اغلب موارد علل مقاربت دردناک، حتي اگر مدت‌ها طول کشيده باشد، قابل برطرف کردن هستند اما ممکن است پس از اينکه علت اوليه بيماري برطرف شد، فرد با توجه به تجربيات قبلي، همچنان احساس درد کند...

اين عارضه، عارضه‌اي شايع است و تا يک‌پنجم زنان ممکن است زماني در طول زندگي‌شان دچار آن شوند. دانستن 10 نكته زير درباره ديس‌پارونيا مي‌تواند به مواجهه بهتر شما با اين بيماري كمك كند.


1.
در زندگي مشترك، رابطه زناشويي براي همه زنان در همه اوقات لذت‌بخش و بدون درد نيست. در واقع بسياري از زنان در نقطه‌اي از زندگيشان به دلايل بسيار معمولي ممکن است آميزش دردناک را تجربه کنند. اصطلاح پزشکي که براي اين عارضه به‌کار مي‌رود، «ديس‌پارونيا» است که به اين صورت تعريف مي‌شود: «داشتن درد تناسلي مداوم يا عودکننده که درست پيش از رابطه زناشويي، حين يا پس از آن رخ مي‌دهد و باعث ناراحتي فرد مي‌شود.»


2.
آميزش دردناک ممکن است شدت يا مکان‌هاي متفاوتي داشته باشد، از جمله: احساس درد حتي هنگام گذاشتن تامپون، احساس درد تنها هنگام آميزش در شرايطي خاص، درد جديد پس از دوره قبلي رابطه زناشويي بدون درد، درد سطحي (در دهانه ورودي دستگاه تناسلي)، درد عميق در دستگاه تناسلي هنگام آميزش، احساس سوزش يا درد مبهم. اما اغلب زنان مبتلا به ديس‌پارونيا از درد سطحي هنگام رابطه زناشويي شکايت مي‌کنند.


3.
علل آميزش درناک بر حسب محل احساس درد و سطحي يا عمقي بودن درد، متفاوت است. درد سطحي به علل متفاوتي ممکن است رخ دهد؛ از جمله:

• نرم‌شدگي ناکافي: اين عارضه اغلب به علت نوازش ناکافي پيش از رابطه زناشويي است. همچنين به‌طور شايعي پس از يائسگي، پس از زايمان يا هنگام شيردهي به علت افت هورمون استروژن ممکن است نرم‌شدگي واژن به ميزان کافي ايجاد نشود.

برخي از داروها که ميل يا برانگيختگي جنسي را مهار مي‌کنند، مي‌توانند نرم‌شدگي واژن را نيز کم کنند و به رابطه زناشويي دردناک منتهي شوند؛ از جمله آنها مي‌توان به برخي داروهاي ضدافسردگي، داروهاي ضدفشار خون، داروهاي آنتي‌هيستامين (ضدحساسيت) و نيز برخي قرص‌هاي پيشگيري از بارداري اشاره کرد.

• آسيب، تحريک، ضربه: آسيب‌ها و جراحت‌هاي ناشي از حوادث، جراحي لگن، اپيزيوتومي يا ناهنجاري‌هاي مادرزادي.

• التهاب، عفونت يا اختلال پوستي: عفونت در ناحيه تناسلي يا مجاري ادراري مي‌تواند آميزش را دردناک کند. اگزما يا ساير مشکلات پوستي ناحيه تناسلي نيز مي‌تواند اين عارضه را ايجاد کند.

• واکنش به فرآورده‌هاي پيشگيري از بارداري: حساسيت به فوم‌ها، ژل‌ها يا لاتکس ممکن است در زنان رخ دهد. همچنين اگر وسايل پيشگيري از بارداري ديافراگم يا کلاهک گردن رحم درست اندازه نشده باشد، مي‌تواند درد به‌وجود بياورد.

• واژينيسموس: انقباض و گرفتگي غيرارادي عضلات ديواره واژن.

• وستيبوليت: اين عارضه که علت آن دقيقا معلوم نيست به صورت احساس سوزش يا مورمور شدن در مدخل واژن بروز مي‌کند.


4.
درد عميق معمولا در برخي از وضعيت‌هاي بدني هنگام آميزش شديدتر مي‌شود. برخي علل احساس درد عميق ديس‌پارونيا عبارتند از:

• بيماري‌ها: فهرست طويلي از بيماري‌ها شامل آندومتريوز، بيماري التهابي لگن، افتادگي رحم، رحم به عقب برگشته، فيبروم‌هاي رحم، التهاب مثانه، نشانگان روده تحريک‌پذير، هموروييد يا بواسير و کيست‌ها تخمداني ممکن است درد عميق هنگام آميزش ايجاد کنند.

• عفونت‌ها: هر عفونتي در گردن رحم، رحم يا لوله‌هاي رحم ممکن است باعث درد عميق شود.

• درمان‌هاي جراحي و دارويي: جوشگاه‌هاي به جا مانده از جراحي‌هايي که در ناحيه لگن انجام شده‌اند (از جمله رحم‌برداري) گاهي ممکن است باعث مقاربت دردناک شوند. به‌علاوه درمان‌هاي سرطان شامل پرتوتابي و شيمي‌درماني باعث تغييراتي در بافت‌ها مي‌شوند که رابطه زناشويي را دردناک مي‌کنند.


5.
عواطف عميقا بر رابطه زناشويي تأثير مي‌گذارند و ممکن است در هر نوع درد جنسي نقشي داشته باشند. از جمله عوامل عاطفي موثر در آميزش دردناک عبارتند از:

• مشکلات رواني: اضطراب، افسردگي، نگراني در مورد ظاهر جسمي، ترس از صميميت و نزديکي يا مشکلات در روابط زن و شوهر ممکن است با کاهش ميزان برانگيختگي جنسي در زن باعث ناراحتي يا درد هنگام رابطه زناشويي شود.

• استرس: عضلات کف لگن شما بسيار به استرس حساس هستند. بنابراين استرس مي‌تواند به آميزش دردناک بينجامد.

• سابقه سو‌ء‌استفاده جنسي: اغلب زنان مبتلا به مقاربت دردناک سابقه‌ سوء‌استفاده جنسي ندارند اما اگر زني چنين سابقه‌اي داشته باشد، اين واقعه ممکن است در تشديد اين عارضه نقش داشته باشد.

6.پزشکان معمولا براي تشخيص علت زمينه‌ساز درد شما اقدامات زير را انجام مي‌دهند:

• بررسي سابقه پزشکي: پزشک براي حل اين مشکل سابقه پزشکي کاملي را از شما خواهد خواست؛ از جمله زمان شروع درد،‌ مکان درد،‌ شدت درد، ارتباط درد با وضعيت‌هاي متفاوت بدن، سوابق جراحي و زايمان‌ها.

• معاينه لگني: پزشک حين معاينه لگني نشانه‌هاي تحريک پوستي، عفونت و مشکلات آناتوميک (بدني) را بررسي خواهد کرد. پزشکتان ممکن است در معاينه دستگاه تناسلي و عضلات لگن از شما بخواهد که محل درد را مشخص کنيد و همچنين ممکن است براي معاينه از اسپکولوم استفاده كند يا از سونوگرافي و لاپاروسکوپي (يک عمل جراحي که در آن يک وسيله دوربين‌دار باريک به نام لاپاروسکوپ به درون حفره شکم يا لگن فرستاده مي‌شود) براي ديدن اندام‌هاي لگني كمك بگيرد.


7.
در گذشته، ديس‌پارونيا را عمدتا يک مشکل رواني مي‌دانستند که نياز به روان‌درماني دارد. اما امروزه اين ديدگاه را کنار گذاشته‌اند. پژوهشگران، بسياري از علل آميزش دردناک را شناخته‌اند و توصيه آنها درماني همه‌جانبه و فراگير است. درماني که پزشک انجام مي‌دهد بستگي به علت زمينه‌ساز درد دارد. بيمار و همسرش ممکن است بتوانند با ايجاد چند تغيير ساده در رابطه زناشويي، درد را به حداقل برسانند؛ تغييراتي مانند موارد زير:

• هم‌كلامي با همسر: در مورد احساسات بد و خوبتان با همسرتان صحبت کنيد؛ مثلا اگر احساس مي‌کنيد بايد آميزش آرام‌ترباشد، حتما بايد به همسرتان بگوييد. اگر در وضعيت بدني خاصي هنگام آميزش احساس درد مي‌کنيد، ممکن است با تغيير دادن آن و امتحان وضعيت‌هاي ديگر دردتان کاهش پيدا کند. ضمن اينكه نوازش طولاني‌تر پيش از آميزش نيز به تحريک نرم‌شدگي طبيعي واژن کمک مي‌کند.

• استفاده از نرم‌کننده‌ها: نرم‌کننده‌هاي موجود در بازار شامل نرم‌کننده‌هاي با پايه آب يا با پايه سيليکون ممکن است رابطه زناشويي را براي شما راحت‌تر کند. در برخي از زنان نرم‌کننده‌هاي حاوي گليسيرين ممکن است زمينه‌ساز عفونت قارچي شود. بنابراين هنگام خريد اين نرم‌کننده‌ها به اجزاي آنها روي برچسب‌شان دقت کنيد و از پزشكتان در اين مورد سوال کنيد.


8.
اگر عفونت يا يک عارضه پزشکي خاصي باعث درد شده باشد، درمان آن ممکن است ديس‌پارونيا را برطرف کند. اگر مصرف دارويي باعث بروز مشکل در نرم‌‌شدگي واژن شده باشد، کنار گذاشتن آن مي‌تواند مشکل را حل کند. در اغلب زنان پس از سن يائسگي، ديس‌پارونيا ناشي از مقدار ناکافي نرم‌شدگي واژن به علت افت ميزان هورمون جنسي استروژن است. در اين موارد، استفاده از کرم‌ها يا شياف‌هاي واژني اين هورمون با تجويز پزشک ممکن است مشکل را برطرف کند.


9.
در شيوه درماني «حساسيت‌زدايي»، شما مي‌آموزيد چگونه با انجام تمريناتي براي شل کردن واژن، دردتان را کاهش دهيد. پزشك ممکن است انجام ورزش‌هاي کف لگن (تمرينات کگل) يا ساير تمرينات را براي کاهش دردتان توصيه کند. اگر براي مدتي طولاني حين رابطه زناشويي احساس درد کرده باشيد، ممکن است حتي پس از درمان و رفع علت درد، نسبت به تحريکات جنسي پاسخ عاطفي منفي نشان دهيد. اگر به علت آميزش دردناک،‌ شما و همسرتان از صميميت جنسي پرهيز کرده باشيد، ممکن است نياز به بهبود ارتباط‌تان داشته باشيد. صحبت کردن با يک مشاور يا متخصص مي‌تواند به حل اين مشکلات کمک کند.


10.
و بالاخره اينکه برخي تغييرات در عادات بهداشتي‌تان مي‌توان درد و ناراحتي شما هنگام رابطه زناشويي را به حداقل برساند. از شست‌وشودهنده‌هاي معطري مانند شامپوهاي بدن و ژل‌هاي دوش در ناحيه تناسلي استفاده نكنيد. اين فرآورده‌ها ممکن است باعث تحريک ناحيه تناسلي و مختل‌کردن نرم‌شدگي طبيعي آن شوند؛ به‌خصوص اگر بيش از حد مصرف شوند. از دوش واژينال هم پرهيز کنيد.

 

 

آقایان و آزمایش جنسی

اختلال جنسی شایع‌ترین بیماری‌ است که یک مرد را در طول زندگی مبتلا می‌کند. از هر ۳ مرد، یک نفر در طول عمرش مبتلا به نوعی از انواع اختلال جنسی خواهد شد.

پاراکلینیک به معنای استفاده از روش‌های مختلف (روش‌های آزمایشگاهی، تصویربرداری و…) در تشخیص بیماری‌هاست؛ روش‌هایی که در تشخیص اختلالات جنسی اهمیت قابل توجهی دارند. این نوشته به نقش پاراکلینیک در تشخیص و درمان اختلالات جنسی مردانه می‌پردازد….

با این حال، متاسفانه در دوره تحصیلات یک پزشک عمومی در کشور ما تقریبا هیچ‌گونه آموزش مدونی درباره تشخیص و درمان اختلالات جنسی مردان و زنان به دانشجویان ارائه نمی‌شود و این موضوع سبب چند مشکل اساسی شده است:

۱ سیل انبوه این بیماران بدون تشخیص و درمان می‌مانند و این بیماران ممکن است تحت اقدامات پاراکلینیکی قرار گیرند که مرتبط با بیماری آنها نیست؛

۲ این بیماران ممکن است تحت درمان‌های غیرمرتبطی قرار گیرند که علاوه بر تحمیل اثرات سوءداروها، هزینه هنگفتی را نیز به بهداشت و درمان کشور وارد می‌کند.

۳ در غیاب پزشک و مراکز درمانی مختص این بیماران، متاسفانه شبکه‌های ماهواره‌ای و منابع اینترنتی جای تشخیص و درمان علمی را می‌گیرند.

قدم اول؛ شرح حال

 

هر مرد مبتلا به اختلال نعوظ برای تشخیص و درمان صحیح باید به متخصصی در همین زمینه مراجعه کند. در بسیاری از موارد، بیماران به علت ناآگاهی، مدت‌های مدیدی بین مطب‌ها و مراکز درمانی مختلف با پاکت‌های دارو و اقدامات پاراکلینیکی مختلف سرگردان می‌شوند.

 

هر مردی که از اختلال جنسی رنج می‌برد، باید به‌طور دقیق تحت بررسی قرار گیرد. اولین و مهم‌ترین قدم، اخذ شرح حال توسط پزشک متخصص در زمینه مشکلات جنسی است.

 

دربسیاری از موارد بعد از صحبت با بیمار متوجه می‌شویم که هیچ‌گونه مشکلی ندارد و صرفا انتظار نادرست او از خود یا اطلاعات نادرستی که توسط محیط اطراف در اختیارش گذاشته شده، باعث شده است که او فکر ‌کند بیمار است. در حقیقت، هر یک از انواع مختلف اختلالات جنسی در مردان، تعریف علمی خاص خودش را دارد و اگر فرد در چارچوب آن تعریف علمی نگنجد، بیمار نیست و باید صرفا به وی اطمینان خاطر داد. بعد از اینکه مشخص شد که واقعا مردی از یک اختلال جنسی رنج می‌برد، قدم بعدی تشخیص دقیق نوع بیماری و علت آن است تا بر اساس آنها اقدامات درمانی لازم صورت گیرد.

نقش پاراکلینیک در تشخیص اختلالات جنسی
 

متاسفانه کم نیستند مواردی که فرد مبتلا به اختلال جنسی تحت آزمایش یا تصویربرداری قرار می‌گیرد اما نیازی به آن ندارد یا برعکس، بدون اقدامات تشخیصی تحت درمان‌های مختلف قرار می‌گیرد.

در یک مرد مبتلا به اختلال جنسی، پزشک پس از اخذ شرح حال و معاینه بیمار تصمیم می‌گیرد که مناسب‌ترین روش پاراکلینیک جهت تایید بیماری کدام است. منظور این است که پزشک از اقدامات پاراکلینیک جهت تایید تشخیص خود استفاده می‌کند.

در بسیاری از موارد، همان اخذ شرح حال و معاینه بیمار، تشخیص را روشن می‌کند و نیازی به اقدامات پاراکلینیک نیست. در خیلی از موارد، لازم است که علت ایجادکننده بیماری، برطرف شود. به عنوان نمونه، در مردی که در اثر کم‌کاری غده تیرویید یا افسردگی دچار اختلال جنسی شده است، باید کم‌کاری تیرویید و افسردگی درمان شوند.

همه اینها مستلزم دانش و آگاهی کافی از تشخیص و درمان اختلالات جنسی است. متاسفانه در حال حاضر، به علت خلأ آگاهی و اطلاع‌رسانی، بعضی از شبکه‌های ماهواره‌ای از وجود این بیماری شایع در مردان، نهایت سوءاستفاده را می‌کنند. این شبکه‌ها داروها و دستگاه‌هایی را معرفی و ادعا می‌کنند که صددرصد و تضمینی مشکل فرد را حل می‌کنند.

این موضوع به هیچ‌وجه مبنای علمی ندارد. همان‌طور که قبلا متذکر شدم، تا بیماری تشخیص دقیق داده نشود، درمان آن امکان‌پذیر نیست.

ما هیچ دارو یا دستگاهی نداریم که همه انواع اختلالات جنسی را صددرصد درمان کند. به‌عنوان نمونه، درمان مردی که به علت ابتلا به بیماری دیابت دچار اختلال جنسی شده است، بسیار مشکل و در مواردی، غیرممکن است. از طرف دیگر، صرف داشتن یک بیماری مشخص، دلیل بر این نیست که مشکل فرد ناشی از آن بیماری است. به‌عنوان نمونه، یک فرد دیابتی ممکن است هم‌زمان دچار افسردگی هم شده باشد. بنابراین تشخیص دقیق و استفاده مناسب از اقدامات پاراکلینیکی، اساس برخورد صحیح با یک بیمار مبتلا به اختلال جنسی است.

روش‌های تشخیص اختلالات جنسی

گاهی رگی که به آلت تناسلی خون می‌رساند، قطع یا مسدود می‌شود. این فرد هرچقدر تحت درمان‌های دارویی مختلف قرار گیرد، بی‌فایده خواهد بود.

اگر در مرد جوانی ثابت شود که رگ آلت تناسلی قطع شده است، نیازمند جراحی عروق جهت پیوند رگ خواهد بود و جهت اثبات تشخیص باید از عروق ناحیه لگن تصویربرداری کرد.

نکته مهمی که باید متذکر شوم، اهمیت خون‌رسانی طبیعی به آلت تناسلی است. در یک مرد جهت عملکرد جنسی طبیعی، نه تنها باید خون کافی به دستگاه تناسلی برسد بلکه باید این خون واردشده به آلت تناسلی در آن به دام بیفتد و خارج نشود.

مکانیسم‌های بسیار پیچیده‌ای در آلت تناسلی مرد وجود دارند که خون وارد شده به آن را به دام می‌اندازند. بعضی بیماری‌ها هستند که این مکانیسم‌های طبیعی را برهم می‌زنند و ما در اصطلاح به آن «نشت وریدی» می‌گوییم؛ یعنی خون واردشده به آلت تناسلی در آن به دام نمی‌افتد و خارج می‌شود. این یکی از بدترین انواع اختلال نعوظ در مردان است و درمان آن بسیار مشکل است.

تشخیص این بیماری نیازمند روش‌های رادیولوژیک به‌خصوصی است که یکی از آنها سونوگرافی داپلر است. کم نیستند مردانی که به ما مراجعه می‌کنند که سال‌ها مبتلا به ناتوانی جنسی هستند و تحت درمان‌های بسیار زیاد و بی‌فایده قرار گرفته‌اند. با اخذ شرح حال و معاینه دقیق این بیماران متوجه می‌شویم که علت ممکن است «نشت وریدی» باشد.

اینجاست که انجام اقدامات پاراکلینیک مناسب به کمک پزشک و بیمار می‌آیند و تشخیص را روشن می‌کنند. گاهی مردانی به ما مراجعه می‌کنند که از کاهش شدید «میل جنسی» نسبت به گذشته شاکی هستند.

متاسفانه در بسیاری از موارد این بیماران تحت درمان‌های دارویی اختلال نعوظ قرار می‌گیرند که هیچ فایده‌ای نداشته و فقط عوارض دارو و هزینه آن به بیمار تحمیل می‌شود. این‌گونه بیماران به احتمال زیاد دچار کم‌کاری غدد تناسلی هستند و اینجا نیز یک آزمایش خون در تشخیص و درمان بیماری، کمک‌کننده خواهد بود. گاهی در بعضی موارد جهت انجام اقدامات تشخیصی لازم است بیمار در مرکز پزشکی بستری شود. از جمله اینها یک تست کامپیوتری به نام ریجی‌اسکن است.

در این تست، یک الکترود حساس به آلت تناسلی بیمار متصل می‌شود و بیمار طبق روش جاری خود می‌خوابد. در یک مرد طبیعی در طول یک خواب شبانه ۲ تا ۳ بار حالت نعوظ اتفاق می‌افتد. این دستگاه به صورت الکترونیکی تمامی جزییات نعوظ شبانه در قسمت‌های مختلف آلت تناسلی را ثبت می‌کند و اطلاعات با ارزشی از چگونگی فرآیند نعوظ در یک مرد فراهم می‌کند.

یکی دیگر از موارد بسیار مهم، جهت عملکرد طبیعی زناشویی در مرد، سالم بودن عصب‌گیری دستگاه تناسلی است.گاهی عصب‌گیری دستگاه تناسلی ممکن است مختل شده باشد. در این موارد، جهت اثبات تشخیص باید از تست‌های مخصوصی استفاده کرد؛ از جمله آنها، تست‌هایی هستند که سرعت هدایت تحریکات از طریق اعصاب را به‌صورت کمی اندازه‌گیری می‌کنند. درصدی از بیماران مبتلا به ام‌اس دچار ناتوانی جنسی در سنین پایین می‌شوند. علت اکثر موارد در این بیماران، تخریب پیشرونده اعصاب است که با کمک تست‌های عصبی می‌توان آن را تشخیص داد.

به‌طور خلاصه، امروزه علم پزشکی همراه تجهیزات پیشرفته، امکانات بسیار زیادی را برای تشخیص و درمان اختلالات جنسی فراهم کرده است. پس نتیجه می‌گیریم که اولا مرد مبتلا به اختلال جنسی باید به پزشک متخصص در این زمینه مراجعه کند. ثانیا هیچ بیمار مبتلا به اختلال جنسی نباید بدون تشخیص باشد و ثالثا درمان هر نوع اختلال جنسی پس از روشن شدن تشخیص بیماری خواهد بود.

+ نوشته شده در  شنبه 13 آذر1389ساعت 19:30  توسط نمی دونم  | 

ایا واقعا سایز سینه اهمیت دارد

 

آیا واقعاً سایز سینه اهمیت دارد؟ سالهای سال است که من و همسرم سر این موضوع با هم بحث می کنیم. مرغ همسایه همیشه غاز است و به همین خاطر است که زنها معمولاً برای خودشان دلیل ارائه می دهند که چرا باید سینه های کوچک یا بزرگ داشته باشند. اما آیا واقعاً تفاوت پزشکی خاصی بین داشتن سینه های کوچک یا بزرگ وجود دارد؟

 

اول باید کمی با آناتومی سینه آشنا شویم. سایز سینه بیشتر از بافت های چربی و بافت های فیبروز تشکیل شده است تا غدد تولیدکننده شیر. وقتی درمورد سایز سینه و رابطه آن با تولید شیر و خطر سرطان سینه فکر میکنیم، این مسئله اهمیت زیادی پیدا می کند.

 

به طور کلی، سایز سینه تغییر چندانی در عملکردهای بیولوژیکی آن ایجاد نمی کند. در زیر به برخی از باورهای نادرست درزمینه سایز سینه اشاره می کنیم.

 

1) سایز سینه تاثیری در میزان توانایی تولید شیر ندارد

 

ازآنجاکه سایز سینه بیشتر به بافت های فیبروز و چربی موجود در آن بستگی دارد تا مقدار غدد شیر، خانم هایی که سینه های بزرگترین دارند، لزوماً شیر بیشتری تولید نمی کنند. تولید شیر در سینه از طریق هورمونی تحریک می شود و برحسب تقاضا افزایش می یابد. افزایش دفعات شیردهی به نوزاد تولید شیر را بالا می برد. بااینکه خیلی از عوامل مثل خستگی، استرس و افسردگی می تواند بر تولید شیر تاثیر بگذارد، لازم نیست استرس کوچک بودن سینه هایتان را هم به بقیه استرس های مادرانه تان اضافه کنید چون سایز سینه تاثیری در توانایی شیردهی شما ندارد.

 

2) سایز سینه تاثیری در احتمال ابتلا به سرطان سینه یا درمان آن ندارد

 

محققان دریافته اند که سایز سینه تاثیری در احتمال ابتلا به سرطان سینه ندارد. علاوه بر این، سایز سینه تغییری در دیدگاه درمانی شما نیز ایجاد نمی کند. متداولترین نوع سرطان سینه از پوشش سلول ها در غدد تولید شیر ایجاد می شود. ازآنجا که خانم هایی ک سینه های بزرگتری دارند، لزوماً غدد شیری بیشتری ندارند، درنتیجه دلیلی ندارد که این خانم ها بیشتر در معرض ابتلا به سرطان سینه قرار داشته باشند. اگر سینه های بزرگی دارید و نگران توانایی خود برای تشخیص و درمان سرطان سینه هستید، یادتان باشد که تحقیقات به نگرانی های شما صحه نمی گذارد. تنها احتیاط لازم این است که چاقی نشان داده است که احتمال بروز سرطان سینه را بالا می برد. زنان چاق سینه های بزرگتری دارند اما براساس تحقیقاتی که در بالا به آنها اشاره شد، به نظر می رسد که چاقی عامل تعیین کننده تری است تا بزرگ بودن سینه ها. انباشته شدن چربی های بیشتر، سطح استروژن را بالاتر می برد به همین خاطر است که افراد چاق بیشتر در صدد ابتلا به سرطان سینه هستند.

 

3) سایز سینه تاثیری در میزان درد شما طی ماموگرافی ندارد

 

در یک تحقیق که در آن از خانم ها درمورد میزان دردشان سوال شد، خانم هایی که سینه های بزرگتری داشتند لزوماً درد بیشتری را گزارش ندادند. اجازه ندهید ترس شما از درد باعث شود نتوانید آزمایشتان را به درستی انجام دهید.

 

 

ناراحتی های فیزیکی و احساسی واقعیت دارند

 

از باورهای نادرست که بگذریم، سایز سینه می تواند بر سلامت روزانه خانم ها تاثیر زیادی داشته باشد. برای مثال، خیلی از خانم ها که سینه های بزرگتری دارند، بیشتر دچار ناراحتی های جسمانی مثل درد کمر، گردن، شانه ها و سردرد می شوند. برای بعضی از این خانم ها، سینه بندهایی که بهتر اندازه سینه شان باشد راه حل خوبی است. علاوه بر این، پایین آوردن وزن برای کاهش چربی های سینه نیز میتواند کمک کننده باشد. باوجود این تلاشها، خیلی از خانم ها جراحی سینه برای کاهش سایز آن را برای راحتی از شر آن دردها و مشکلات لازم می دانند.

 

شکی نیست که سایز سینه تاثیر شگرفی بر سلامت روانی و احساسی خانم ها دارد. از این گذشته، نادیده گرفتن اهمیتی که فرهنگ ما به سایز سینه می دهد، غیرقابل انکار است. از دوران بلوغ تا بزرگسالی، خانم ها با هنجارهای ایدآلیستی مواجه می شود و بطور مداوم وضعیت خود را با این هنجارها مقایسه می کند. تعصبات خاصی همیشه متوجه خانم هایی که سینه های خیلی بزرگ یا خیلی کوچک دارند بوده است.زن یا دختری که سینه های بزرگی دارد ممکن است از نظر جنسی زیر سوال رود و خانم یا دختری هم که سینه های کوچکی دارد ممکن است احساس حقارت کند. باید بدانیم که این فشارهای خارجی و داخلی به هر حال وجود دارند، و درنتیحه باید دختر ها و خانم های جامعه را تشویق کنیم که از وضعیت ظاهری خود در هر صورت احساس راحتی کنند و به هیچ وجه تحت تاثیر باورها و شایعات موجود قرار نگیرند.

 

خطر آخر برای همه خانم ها این است که نباید به خاطر سایز سینه هایتان توقع زیاد یا کم از بدنتان داشته باشید. به ویژه، باید بدانید که توانایی شما در شیردهی و خطر ابتلا به سرطان سینه که دو مورد از مهمترین مشکلات و دغدغه های مهم سلامتی خانم هاست، کاملاً با سایز سینه بی ارتباط است

+ نوشته شده در  شنبه 13 آذر1389ساعت 19:5  توسط نمی دونم  | 

زنان چه کار باید بکنند

1- هرگاه شوهر شما مبتلا به ناتوانی جنسی می شود آنچه نباید کرد:
- اوقات تلخی ننمائید و مخصوصا شوهر را در این باره مسخره نکنید.
- بخود اذیت و آزار ندهید. ممکن است این حالت بعدها تکرار نشود.
آنچه باید کرد:
- این موضوع را کاملا طبیعی بدانید (واقعا هم گاهی طبیعی است).
- ناراحتی و یاس خود را بروز ندهید حتی اگر هم شدید باشد.
2- هرگاه ناتوانی جنسی تکرار شود آنچه نباید کرد:
- در این حالت شوهر را ریشخند ننمائید.
- تصور نکنید که او شما را فریب می دهد و یا شما را دوست ندارد
- به صحنه های حسودی متوسل نشوید.
- سعی نکنید بوسیله تمایل به مردان دیگر او را به این عمل سوق دهید.
- از این پیش آمد خود را در آتیه سرد جلوه ندهید.
- از این موضوع به کسی حتی دوستان نزدیک صحبت نکنید.
- توصیه نمائید که به پزشک مراجعه نماید.
- با کمال محبت و عشق با او در این موقع عمل کنید.
- با ملایمت و خوش روئی رفتار نمائید.
- سعی کنید او رابه هوس های تازه جلب کنید.
- نشان دهید که هیچگونه تغییراتی در زندگی زناشوئی پیش نیامده است.
- محیط منزل راه برای زندگی ساکت و آرام آماده سازید.

 

+ نوشته شده در  شنبه 22 آبان1389ساعت 19:32  توسط نمی دونم  | 

مساله جنسی و مشکلات مربوط به آن جزو اصول زندگی بوده و باید بهر طریقی که ممکن است در این باره گفتگو کرد و نسل جوان را با اصول صحیح آن آشنا ساخت، نخست باید گفت آیا جلوگیری از فعالیت جنسی، خودداری کامل محسوب می شود یا خیر؟
چون خودداری کامل در همه اشخاص امکان پذیر نمی باشد بخصوص در طبقه جوان و کسانی که توانسته اند خودداری کامل داشته باشند، بطور حتم دچار بیماری عدم قدرت یا عدم فعالیت غدد جنسی شده اند ولی ممکن است کسانی جلو جریاینات و میل جنسی خود را سد نموده و از مقاربت احتراز نمایند، لیکن این غریزه از طریق دیگری تامین می گردد، خوابهای شبانه و غیره.
بر اثر آزمایشات دقیقی که دانشمندان نموده اند مسلم شده است که 90% از پسران پس از شروع بلوغ تمایلات جنسی خود را بروز داده اند و چون نیروی قدرت در سنین جوانی بیشتر است بنابراین خودداری بطور کامل امکان پذیر نیست و از طرفی در چند سل اخیر این حقیقت نیز مسلو شده است که خودداری دائمی با صحت مزاج و سلامتی و عقل منافات دارد از طرفی هستند کسانی که وضع جسمی و ساختمان آنها امکان خودداری را نمی دهد و استاندارد جنسی برای همه یکسان نیست، زیرا اگر این استاندارد برای افرادی راحت باشد امکان دارد برای افرادی هم غیر از این باشد.
بسیار مشاهده شده است کسانی در اثر سرکوبی امیال جنسی دچار ناراحتی روحی و جسمی زیادی شده اند بنابراین اثرات این جلوگیری در افراد مختلف متفاوت می باشد و از طرف دیگر مصرف دارو برای جلوگیری از فعالیت غدد بدن بطور قطع مضر است. تنها توصیه ما آنست که چنانچه مایلید از افراط و تحریکات به دور باشید سعی کنید همیشه اوقات فراغت خود را به نحوی بگذرانید که کمتر به فکر مسایل جنسی بیفتید.

+ نوشته شده در  جمعه 14 آبان1389ساعت 0:17  توسط نمی دونم  | 

دختر تن به رابطه جنسی قبل از ازدواج؟؟؟

اگر شما به یک رابطه جدی و بلند مدت (ازدواج) می اندیشید بهتر است رابطه جنسی را به پس از ازدواج موکول کنید. به دلایل زیر:

۱- افراد مختلف نسبت به رابطه جنسی دید متفاوتی دارند:

رابطه جنسی برای آنان میتواند به مفهوم تعهد، سرگرمی، لذت صرف، صمیمیت و یا هیچ چیز باشد. بهتر آنست که شما تا زمانی که شناخت کافی نسبت به فرد و نحوه نگرش وی به سکس پیدا نکرده اید اقدام به برقراری رابطه جنسی نکنید. زیرا برای مثال اگر شما به سکس به دید تعهد و صمیمیت بنگرید و به امید آنکه با برقراری رابطه جنسی محبوب خود را از دست نخواهید داد و به عکس از نظر  فرد محبوب شما سکس یک لذتجویی صرف باشد آنوقت اندوه بزرگ و سرنوشت غم انگیزی را برای خود رقم زده اید.

 

 

۲- صرفنظر از آنکه شما چگونه می اندیشید، رابطه جنسی پیامدها و تاثیرات شگرف و مهمی را در بر خواهد داشت.
 

۳- رابطه جنسی احساسات شما را تحت الشعاع قرار داده و آنها را تشدید، لجام گسیخته و یا منحرف میسازد: مغز انسان در سیر تکاملی خود به گونه ای طراحی گردیده است که هنگام مواجهه با موقعیتهای امکان  برقراری رابطه جنسی همچون شرایط تهدید آمیز مواد شیمیایی خاصی را آزاد میسازد که روند اندیشیدن را متوقف میسازند. در واقع شما را ناخودآگاه به برقراری رابطه جنسی هدایت میکند تا شما قادر باشید با تولید مثل به بقاء خود ادامه دهید. اما آیا این موقعیتها همان جایی ست که شما میخواهید با یک فردی که شناخت چندانی از وی ندارید باشید؟ بنابراین در مرحله تعیین کننده شناخت فرد شما از هوشیاری کافی برای اتخاذ تصمیمات منطقی برخوردار نخواهید بود.

 


۴- رابطه جنسی مواد شیمیایی “پیوند دهنده” و “دلبسته کننده” آزاد میسازد: برقراری رابطه جنسی در دو جنس موجب آزاد سازی مواد شیمایی میگردد که احساس دلبستگی را در آنها پدید می آورد. آیا شما میخواهید اجازه دهید تا مواد شیمیایی مغز شما برای شما تصمیم گیری کنند که به چه کسی دلبستگی پیدا کنید؟ دست نگه دارید شما با این کار رنج بزرگی را به جان خواهید خرید زمانی که باید از شریک خود جدا گردید اما به سبب برقراری رابطه جنسی به وی دلبسته شده اید.

 


 

۵- رابطه جنسی دامنه انتخاب شما را محدود میسازد: رابطه جنسی شما را ملزم میسازد تا شتابزده و خیلی زود هنگام در مورد رابطه تان تصمیم بگیرید و سناریوی دهشتناک تر آنکه  باردار بودن، شما را در امر تصمیم گیری و انتخاب در تنگنا قرار دهد. هنگامی که با شریک خود رابطه جنسی برقرار نکرده باشید آسانتر میتوانید خود را از یک رابطه ناسالم بیرون بکشید.


۶- انتظار و پیش بینی استرس زاست، اما شیرین و مهیج: یکدیگر را از آن محروم نسازید. این در سرشت انسان است که چیزی را که با تلاش و انتظار بیشتر بدست می آورد، بیشتر هم قدرش را می داند. همچنین رابطه جنسی زود هنگام مرحله خیالپردازیها و رویاهای ما نسبت به محبوبمان را عملا حذف میکند و شور و هیجان عاشقی را کمرنگ و کسالت بار میسازد.


۷- برقراری رابطه جنسی زود هنگام و شتابزده بر عدم خویشتنداری و فقدان احترام دلالت دارد: زمانی که شریک شما این فرصت را به شما نمیدهد تا پس از شناخت کافی  و مبتنی بر عقل و رضایت کامل شما رابطه جنسی آغاز گردد و یا به شما تنها به یک ابزار جنسی مینگرد در واقع احترامی برای شما قائل نیست. همچنین عدم توانایی در کنترل غرایز در فرد میتواند گواهی بر بی ارادگی و خیانت کار بودن وی نیز باشد. اینگونه نتیجه گیری ها ممکن است کاملا غلط و نادرست باشد اما چرا باید یک موضوع پیچیده را بغرنج تر کرد؟

 


 

۸- پیشگیری از بیماریهای مقاربتی: شما هنگامی که نسبت به طرف مقابل خود شناخت کافی ندارید هرگز نباید ریسک کنید و خود را در معرض انواع بیماریهای آمیزشی قرار دهید.

 

۹- مردان بی انگیزه: یکی از مهمترین انگیزه های مردان از برقراری رابطه با جنس مخالف خود امید به برقراری رابطه جنسی با وی است. بنابراین دختران نباید زود هنگام و شتابزده اقدام به برقراری رابطه جنسی کنند زیرا با این کار ممکن است شانس خود را برای ازدواج با فرد به میزان زیادی از دست بدهند. همچنین دخترانی که خیلی زود به رابطه جنسی تن میدهند نزد مردان ارج و قربی نخواهند داشت.

+ نوشته شده در  جمعه 14 آبان1389ساعت 0:9  توسط نمی دونم  | 

با انصاف باش مرد

کانون زنان ایرانی_فریده غائب:وقتی مواردی از آزار جنسی پدر به دختر به عنوان نمونه هایی از کودک آزاری در میزگرد"بررسی فعالیتهای سازمانهای غیر دولتی درباره کودک آزاری"عنوان شد,با عکس العمل شرکت کنندگان جلسه مواجه شد وچهره هایشان را در هم ریخت.

نسرین ستوده ،لیلا ارشد،فرخنده برکسه هر سه در حرفهایشان از مواردی از آزار جنسی پدر نسبت به دختر سخن گفتند و این حاکی از وجود چنین پدیده ای است که نمی توان آن را انکار کرد و به عقیده صاحب نظران مسئولان قضایی نیز از برخورد با آن بی توجهی می کنند.

نسرین ستوده،وکیل انجمن حمایت از حقوق کودکان از دختر 13 ساله ای یاد کرد که از پدرش باردار شده بود.دختر از ترس پدر و چاقویی که پدر در کنار رختخواب می گذاشت,سکوت میکرد...

این وکیل دادگستری نتیجه ی پرونده را با آهی بلند اعلام می کند:"قرار مجرمیت برای پدر با یک میلون تومان صادر شد و پدربزرگ دختر یعنی پدر مجرم این وثیقه را برای آزادی پسرش در اختیار دادگاه قرار داد."

در قانون کشور ما حکم زنا با محارم اعدام است. اما به عقیده ستوده اثبات آن به قدری دشوار است که در بیشتر موارد وکلا دست خالی از دادگاه باز می گردند.

ستوده ریشه اصلی بی توجهی مسئولان نسبت به اینگونه خشونتها را در یک جمله می گوید:"سپردن مبادی قدرت قانونگذاری و اجرای آن قانون به یک جنس می تواند مشکلاتی از این دست را به همراه داشته باشد."

سوء استفاده جنسی پدر از دختر پنج ساله اش نیز یکی دیگر از مواردی بود که ستوده می خواست با اعلام آن بر بی توجهی مسئولان قضایی بیشتر صحه بگذارد.پدر و مادر یکسال از هم جدا زندگی می کردند و دخترک پنج ساله یک روز از روزهای هفته را پیش پدر بود...

هر چند با تلاشهای انجمن حمایت از حقوق کودکان و احراز سلب صلاحیت پدر, مدت زمان ملاقات پدر به شرط حضور مادر به سه ساعت در هفته تقلیل یافت, اما حضانت به مادر سپرده نشد.

ستوده در این باره می گوید:"دادگاه صریحا اعلام کرد که اظهارات شما فقط برای گرفتن حضانت مادر است .دادگاهها معمولا از چنین سوء استفاده هایی طفره می روند."

وی در ادامه با برخورد نادرست دادگاه با جرم محمد بسیجه و همدستش ,مهدی غلام پور در حادثه پاکدشت ,روند قضایی این پرونده را را تشریح می کند و دائما از بی اعتنایی مسئولان قضایی نسبت به این مسئله گلایه می کند.اینکه چرا آنها فقط به اقرار محمد بسیجه اکتفا کردند,بدون اینکه بدانند همدست وی سوء پیشینه داشته و قتل کنیز دوکله ,زنی که در حادثه پاکدشت همراه کودکان جزو قربانیان بوده است,توسط مهدی انجام شده است.

***

"از دو سال قبل پدر با دختر 15 ساله اش رابطه جنسی برقرار کرده است.دختر کمک میخواست تا بتواند در مقابل خواسته پدرش مقاومت کند.او خود ارضایی نیز دارد.دچار عذاب وجدان شده است.پدر عنوان کرده که مادرت مرا ارضاء نمی کند و جدیدا گفته که می خواهد زنی را صیغه کند."

این یکی از نمونه های تماس مکرر دختران با خط تلفنی "صدای یارا"ست.خط تلفنی ای که با هزینه پایین و دسترسی آسان به آن در طول فعالیت پنج ساله اش با استقبال روبرو بوده است.

لیلا ارشد,نماینده صدای یارا در ادامه با بیان موردی از خشونت جنسی پدر به دختر موجب خنده ی حاضران در جلسه شد.خنده ای که از عصبانیت فراوان جمع حکایت داشت:"پدر عصبی و سلطه گر است.رابطه خوبی با دختر خود ندارد.شبی با دیدن فیلم های نا مناسب به سراغ دخترش رفته است. دختر شدیدا ناراحت است و می خواهد از خانه فرار کند.پدر عنوان کرده که میخواسته دختر را "تست جنسی"کند."

بر اساس آماری که "صدای یارا"ارایه می دهد,60 درصد موارد تنبیه کودک توسط مادران انجام شده است.

هرچند این آمار به نفع زنان تمام نمی شود,اما لیلا ارشد معتقد است این آمار را نمی توان به کل جامعه تعمیم داد.چرا که مادران بیشترین تماسها را با صدای یارا داشته اند و پدران به دلیل کار و فعالیت بیرون از خانه وقت کمتری را در منزل به سر می‌برند.

او از خشونت خاموش نام می برد. خشونتی که در مورد زنان اعمال می شود.او در این باره می گوید:"در مواردی مادران اعلام کرده اند که چون مورد بی محبتی ,بی توجهی و انواع آزارهای جسمی و روحی از طرف همسرانشان قرار می گیرند و به خواسته های آنه بی توجهی می‌شود،آنان ناخواسته"دق دلی"خود را روی فرزندان شان خالی می‌کنند.

این امر نشان دهنده این است که خشونت مسری است.مردان در جامعه مورد خشونت قرار می گیرند,آن را به زنان خود منتقل کرده و زنان نیز آن را به کودکانشان."

در همان حال که دولت ایران در عرصه عمومی می کوشد با اقداماتی چون «مبارزه با بدحجابی» دختران این کشور را مقید کند تا پایبندی خود به یکسری از شئون سنتی – مذهبی را نمایش دهند، در عرصه خصوصی بسیاری از این دختران خود از ساز و کارهایی بهره می گیرند تا پایبند به نظر برسند.

ترمیم بکارت یکی از این ساز و کارها است در جامعه ای که رابطه جنسی خارج از ازدواج را عیب و جرم تلقی می کند؛ بخصوص برای دختران.

مثل تاجی بر سر

«دوست پسرم را خیلی دوست داشتم؛ عاشقش بودم. بعد از یک سال رابطه تصمیم به ازدواج گرفت. اما نه با من. برای همین حس کردم فقط می خواسته از من استفاده کند.»

این حرف بهارک است. او ۲۳ سال سن دارد، دیپلمه و منشی مطب دکتری است در یکی از خیابان های شمال تهران. خودش هم ساکن همین منطقه است. بهارک فروردین امسال عمل ترمیم بکارت را انجام داده است: « دکتر آشنای دوستم بود، از من ۴۰۰ هزار تومان گرفت. نیم ساعت هم بیشتر طول نکشید. درد هم نداشت فقط استرس خودم باعث شده بود احساس درد کنم. بعد از عمل هم درد زیادی نداشتم. الان فقط موقع عادت ماهیانه درد کمی احساس می کنم.»

او با اینکه می گوید «چون رابطه را استفاده مردها دیدم از خانم ها، کاری کردم تا دیگر نتوانم با کسی سکس داشته باشم»، پنهان نمی کند که « آدم فقط بخاطر خودش زندگی نمی کند. بخاطر جامعه و اطرافیان باید همچین کاری بکند. اگر خانواده ام پشتیبانم بودند، دیگر جامعه برایم ارزشی نداشت. ولی وقتی می دانم خانواده ام هم مثل جامعه فکر می کنند، چطور می توانم تن به عمل ترمیم ندهم؟»

بهارک موهای های لایت شده و پوششی به مد روز دارد. کفش های قرمزش چشم را در اولین لحظه می گیرد. روی کفش هایش با رنگ سیاه علامت مرگ نقش شده است؛ می گوید: « اگر بخواهم فقط به احساسم فکر کنم یک آینده تباه شده خواهم داشت. شاید هم وقتی که ازدواج کنم، نتوانم رابطه ای به خوبی رابطه ای را که با او داشتم با شوهرم داشته باشم، ولی من نمی توانم آینده ام را خراب کنم. من خودم پسرهایی را دیده ام که هر شب با یک دختر هستند، اما پای ازدواج که می رسد دختری را می خواهند که دست نخورده باشد.»

او تاکید می کند که خانواده اش از آن خانواده هایی نیست که دختر در آنها حتما مجبور به ازدواج باشد ولی اضافه می کند: «از اینکه راحتی ذهنی دارم خوشحالم. مثلا صحبت از خواستگار که می شود، خب استرس ندارم دیگر.»

بهارک می گوید: «مردهای جامعه مان، دختری را که پرده بکارت داشته باشد سریع می پسندند» و تعریف می کند: «در این مدت من با دو پسر آشنا شدم که وقتی فهمیدند من باکره هستم، سریع عاشقم شدند و می خواستند هر جوری که شده با خودشان نگه ام دارند.» لحظه ای مکث می کند و ادامه می دهد: «مثل یک تاج روی سرشان.»

اما لیلا که دانشجوی رشته مدیریت در یکی از شهرهای مرکزی کشور و ساکن خوابگاه دانشجویی است و می خواهد از فرصت ترم تحصیلی و دوری از خانواده استفاده کند تا در یکی از روزهای پاییز ترمیم بکارت کند، جور دیگری به قضیه می پردازد:

لیلا دختر «خانواده شهید» است و این موضوع را در اجبار برای ترمیم بکارت به طور مضاعف موثر می داند:« مشخص است، جامعه دید دیگری روی ما دارد.»

این دختر جوان که تاکید می کند «ندانسته به سرم همچین بلایی آمد»، توضیح می دهد: «البته تجاوزی در کار نبود، اما فکر می کردم می خواهیم برای همیشه با هم بمانیم. اگر می فهمیدم اصلا به من نمی خورد، هیچ وقت همچین کاری نمی کردم. من آن موقع نمی دانستم که او یک معتاد به کراک است.»

لیلا می گوید هیچ اهمیتی ندارد که برای ترمیم بکارت چقدر درد بکشد و می خواهد با وامی که یکی از دوستانش قرار است برایش بگیرد، خرج عمل را جور کند تا بعد از آن بتواند به «پسر مذهبی ای» که به تازگی با او آشنا شده برای ازدواج جواب مثبت بدهد.

تصمیم کبری

«اتفاقی که می افتد این است که تو با کسی ازدواج می کنی که پذیرشی برای اختیار و آزادی تو به عنوان یک انسان ندارد. در واقع از چاله به چاه افتادن است و سیکل خشونت بر زنان تداوم پیدا می کند.»

آیدا، مددکار اجتماعی اضافه می کند: «با اینکه دخترها دیگر چندان رویکردی مطابق با رویکرد خانواده و عرف به مسایل ندارند، باز هم اگر جایی پایشان به قانون یا خانواده گیر کند، می شوند همان دختران قبلی با همان درجه آسیب پذیری.»

آیدا به جز ترمیم بکارت و ازدواج به شیوه سنتی، احساس گناه را یکی دیگر از نمودهای آسیب پذیری این دختران می داند: «خیلی باید بر روی مواردی که بکارت خود را به هر شکلی از دست داده و در همین ارتباط به مددکار مراجعه کرده اند، کار کرد تا بتوان موفق شد درصدی از احساس گناه را در ذهن آنها کمرنگ کرد.»

آیدا که مدیرعامل یک سازمان غیر دولتی کودک و خانواده است و از سال ۱۳۷۹ در محلات جنوبی شهر قزوین کارگاه های مختلف آموزشی در مساجد برگزار کرده، تعریف می کند:«در یکی از کارگاه های ارتباط موثر، دختری به اسم کبری که از لحاظ جسمی وضعیت خوبی نداشت و با اینکه سی ساله بود به نظر ۱۱ یا ۱۲ ساله می آمد، آمد طرف من و گفت می توانم با شما به طور شخصی صحبت کنم، گفتم چرا نمی توانی و پرسیدم می خواهی بیرون قرار بگذاریم که گفت خانواده اش نمی گذارند هیچ جایی غیر از مسجد برود. کارگاه که تمام شد، او گفت که من بکارتم را از دست داده ام.»

آیدا می گوید: «این مساله برای او خیلی سخت بود و اصلا نمی توانست هضمش کند و شروع کرد به گریه کردن و توضیح دادن درباره خانواده اش و متوجه شدم که به علت ضعف های جسمی که دارد خانواده اش به چشم یک دختر عقب افتاده به او نگاه می کنند.»

به گفته این مددکار، کبری سرگذشتش را چنین بازگو کرده است: «یکی از دایی هایم که متاهل است و کارش فروش مواد مخدر است، از بچگی من را لمس می کرد، تا اینکه چند وقت پیش که موقعیت برایش پیش آمد، آمد طرفم و لباس هایم را درآورد اما کار خاصی نکرد. ولی دفعه دوم که چند روز پس از آن ماجرا بود، به من تجاوز کرد. همیشه فکر می کنم این سرنوشت شوم من بود که آن لحظه خانه خالی شد وگرنه در خانه ما هیچ وقت جای سوزن انداختن نیست. می خواستم گریه کنم، جیغ بزنم ولی می ترسیدم کسی بیاید و هر دو مان را بکشد.»

آیدا توضیح می دهد که چند وقت بعد، دایی کبری بخاطر فروش مواد زندانی شد و به نظر می رسید لااقل برای مدتی نمی تواند به رفتار خود ادامه دهد، «ولی به هر حال کبری احساس گناه وحشتناکی داشت. در مقابل پیشنهاد ترمیم بکارت هم می گفت که هیچ بهانه ای برای از خانه خارج شدن یا استراحت کردن در خانه ندارد و در نهایت گفت به جای ترمیم بکارت تصمیم دارد که اصلا هیچ وقت ازدواج نکند.»

بهای سلب آزادی

سمیه، یکی از دوستان نزدیک الهه، دختر ۲۸ ساله ای که دو سال پیش سقط جنین و ترمیم بکارت را تجربه کرده است، می گوید: «بعد از عمل ترمیم بکارت الهه، آرمن آمده بود و نوازشش می کرد. شاید یکی از مسایلی هم که باعث شد الهه با این قضیه خیلی راحت کنار بیاید، نوع برخورد شریک جنسی اش بود. یعنی الهه در رابطه با او خودش را قربانی نمی دید.»

سمیه توضیح می دهد که الهه و آرمن پنج سال بود که با هم رابطه داشتند: «الهه از یک خانواده مذهبی مسلمان و آرمن، از خانواده یک کشیش مسیحی بود که مسلمان شدن اعضای خانواده برایشان تابو محسوب می شود. برای همین اصلا امکان ازدواج نداشتند.»

او تعریف می کند: «با باردار شدن الهه، آرمن خیلی تلاش کرد تا توانست دکتر مطمئنی پیدا کند تا الهه بتواند هم بچه اش را سقط کند و هم با ترمیم بکارت به حالت اولیه برگردد و بعد گفت برو ازدواج کن. حالا هر دو شان ازدواج کرده اند.»

سمیه می گوید «به هر حال الهه بخاطر شرایط خانوادگی اش مجبور به ترمیم بکارت بود» و ادامه می دهد: «وگرنه خودش چون ارتباطش عاشقانه بود، عشق را پشتوانه می دانست و هیچ وقت حس گناه نداشت. حالا هم خیلی زندگی خوبی دارد. اصلا به آن ماجرا به چشم شکست نگاه نمی کند، فقط افسوس می خورد که نتوانسته با آرمن زندگی کند.»

سمیه که مجرد و مترجم یک شرکت خصوصی است اعتقاد دارد: «باید کم کم همه بپذیرند که اگر رابطه جنسی بین دو نفر ایجاد می شود یک اتفاق خیلی طبیعی است و دلیلی ندارد که یک طرف قضیه بخواهد برود جراحی کند تا مبادا کسی بفهمد و شانس های ازدواجش را از دست بدهد.»

او می گوید: «شاید کم کم این فرهنگ جا بیفتد. الان خیلی از پسرها هستند طرف دختری که تجربه جنسی ندارد نمی روند با این عنوان که این دختر "ببو گلابی" است. یعنی "پپه" است و هیچ چیز سرش نمی شود و نمی تواند شریک جنسی خوبی محسوب شود.»

لاله دختر دیگری است به سن و سال الهه که با دوست خود رابطه جنسی دارد اما می گوید: «هیچ وقت به ترمیم بکارت فکر هم نمی کنم.» می خندد و می پرسد: «بدوزیم؟ این می شود بکارت؟» و سوال می کند: «اصلا برای چه بکارت؟ من چند وقت دیگر سی ساله می شوم، مگر بچه ام که جامعه بخواهد جای من تصمیم بگیرد؟»

البه لاله انکار نمی کند که تا به حال بارها از طرف خانواده اش تهدید شده است که باید با آنها به پزشک زنان برود و تست سلامت بکارت بدهد: «اما به نظرم همه چیز بیشتر به دیدگاه خود آدم برمی گردد. به اینکه اعتقاد داریم حفظ حریم شخصی مان ارزش مقاومت دارد یا نه. اگر اعتقاد داریم، پس باید مقاومت کنیم. نمی شود یک جایی آزاد رفتار کرد، بعد فردایش رفت ماله کشید.»

او اعتقاد دارد: «ترمیم بکارت نمونه خوبی است که نشان می دهد سلب آزادی یک فرد چه زن چه مرد در نهایت به ضرر خود کسانی که با انواع روش ها آزادی را سلب کرده اند تمام می شود. اگر آزاد بودیم هر کسی جفت خودش را پیدا می کرد، نه اینکه یک نفر که می خواهد زنش باکره باشد، با یک زن ترمیم بکارت کرده طرف باشد.»

به خاطر یک مشت دلار؟

تاثر بهارک در مقابل این سوال که «آیا فکر نمی کند در واقع با ترمیم بکارت به همسر آینده اش دارد دروغ می گوید» در لحنش آشکار می شود: «خیلی انجام دادن ترمیم بکارت برایم سخت بود. در حد یک ضربه بود. افسردگی گرفته بودم و احساس می کردم از پسرها منزجر شده ام. برای همین شاید لذت هم ببرم از دروغی که به آن ها می گویم. شاید هم اصلا برایم مهم نباشد دروغ به حساب بیاید.»

لیلا هم با لحظه ای تامل می پذیرد که «مسلم است که ترمیم بکارت یعنی دروغ، ولی علت این دروغ من نیستم، علت این دروغ فشارهای فرهنگی اجتماعی مان است.»

او با این توضیح که در جامعه مان هیچ مردی پیدا نمی شود که باکره نبودن زن را بپذیرد، پیشاپیش خود را تبرئه می داند و می گوید: «اگر هم پیدا شود به عنوان اینکه زن هم مثل او آزاد است به آن نگاه نمی کند. این را وسیله ای می کند برای تحقیر و سرکوفت دایمی زن. انگار که لطف کرده و با او ازدواج کرده است.»

اما شهره، کارشناس ارشد مامایی که در مطبش ترمیم بکارت را برای مراجعان انجام می دهد، اعتقاد دارد: «خیلی از دخترها از باکره بودن به عنوان پوئن استفاده می کنند تا ازدواجی با شرایط بهتر داشته باشند؛ نه اینکه همسر کسی شوند که به آزادی شان احترام می گذارد ولی وضع مناسب مادی ندارد و معمولی است.»

شهره با تاکید بر اینکه «مردها هم خودشان باید کمی فکر کنند»، توضیح می دهد: «مردها دوست دخترهایشان را می برند که این عمل را انجام دهد. اما باز هم از همسر آینده شان توقع دارند که باکره باشد. یک لحظه هم حتی فکر نمی کنند که ممکن است او هم دروغ بگوید. شاید هم ترجیح می دهند دروغ بشنوند و از شنیدنش هم لذت می برند.»

 

سايت آفتاب: 20 سال‌ بيشتر ندارد و در يك‌ خانه‌ فساد در دام‌ ماموران‌ گرفتار شده‌ است‌. فيلم‌ گذشته‌اش‌ را به‌ عقب‌ برمي‌گرداند و تلخي‌هاي‌ زندگي‌اش‌ را چنين‌ به‌ تصوير مي‌كشد:

اسم‌ من‌ موناست‌ و 19 ساله‌ هستم‌. پدرم‌ بنا بود. از روزي‌ كه‌ به‌ دنيا آمدم‌ صداي‌ دعواهاي‌ پدر و مادرم‌ در گوشم‌ نجوا مي‌كردند. مادرم‌ عاشق‌ پسر ديگري‌ بود اما خانواده‌اش‌ او را به‌ زور به‌ عقد پدرم‌ درآورده‌ بودند. در درياي‌ تلخي‌، كينه‌ و درگيري‌ بزرگ‌ شدم‌ مادرم‌ اصلا اهميتي‌ به‌ من‌ و خواهر كوچكم‌ نمي‌داد. ديگر از اين‌ وضعيت‌ خسته‌ شده‌ بودم‌. حسرت‌ دست‌ محبت‌ مادرم‌ را مي‌كشيدم‌. اما افسوس‌... افسوس‌ كه‌ مادرم‌ تمام‌ فكرش‌ معشوقه‌اش‌ علي‌ بود. زندگي‌ ما بخاطر وجود او سياه‌ شده‌ بود. نمي‌توانستم‌ خيانت‌هاي‌ مادرم‌ به‌ پدرم‌ را تحمل‌ كنم‌. از آخرش‌ مي‌ترسيدم‌ اگر يك‌ روز پدرم‌ مي‌فهميد چه‌ مي‌شد. پدرم‌ بخاطر كارش‌ از صبح‌ تا شب‌ كار مي‌كرد مادرم‌ هم‌ در غياب‌ پدرم‌، علي‌ را به‌ خانه‌ مي‌آورد. گاه‌گاهي‌ هم‌ با او به‌ تفريح‌ و گردش‌ مي‌رفت‌. دلم‌ به‌ حال‌ پدرم‌ مي‌سوخت‌. بخاطر مادرم‌ و بچه‌هايش‌ از صبح‌ تا شب‌ كار مي‌كرد. اما چه‌ بي‌فايده‌، شب‌ها هم‌ با مادرم‌ دعوا مي‌كرد. چون‌ بي‌توجهي‌هايش‌ را نسبت‌ به‌ زندگي‌ و بچه‌هايش‌ مي‌ديد.

بالاخره‌ اتفاقي‌ كه‌ مي‌ترسيدم‌ افتاد. يك‌ روز كه‌ مثل‌ هميشه‌ علي‌ در خانه‌ ما بود پدرم‌ ناگهان‌ سرزده‌ وارد خانه‌ شد. هيچ‌ وقت‌ آن‌ روز را فراموش‌ نمي‌كنم‌. غوغايي‌ به‌ پا شد. علي‌ با پدرم‌ درگير شد او را كتك‌ زد و از خانه‌ فرار كرد. مادرم‌ هم‌ با او رفت‌. پدرم‌ فرداي‌ آن‌ روز تقاضاي‌ طلاق‌ داد. بيچاره‌ حتي‌ شكايتي‌ هم‌ از مادرم‌ نكرد. در همين‌ گيرودار بوديم‌ كه‌ پدرم‌ از غصه‌ دق‌ كرد و مرد. شايد هم‌ فكر آن‌ صحنه‌ كه‌ مرد بيگانه‌يي‌ در خانه‌اش‌ بود، آزارش‌ مي‌داد. بعد از مرگ‌ پدرم‌، من‌ و خواهرم‌ مجبور شديم‌ پيش‌ مادرم‌ برويم‌. مادرم‌ هم‌ نگذاشت‌ چهلم‌ پدرم‌ بگذرد، با علي‌ معشوقه‌اش‌ ازدواج‌ كرد. علي‌ اخلاقش‌ بسيار بد بود. چون‌ مواد مصرف‌ مي‌كرد، مادرم‌ را كتك‌ مي‌زد. من‌ و خواهرم‌ را عذاب‌ مي‌داد. يك‌ بار هم‌ علي‌ مشغول‌ كشيدن‌ ترياك‌ بود كه‌ من‌ با او درگير شدم‌ با سيخ‌ پاهايم‌ را سوزاند. به‌ گريه‌ افتادم‌. مادرم‌ هم‌ به‌ جاي‌ اينكه‌ براي‌ دخترش‌ دلسوزي‌ كند با صداي‌ بلند از من‌ خواست‌ كه‌ به‌ اتاق‌ ديگري‌ بروم‌ آن‌ شب‌ تا صبح‌ گريه‌ كردم‌ و مي‌گفتم‌ چرا بايد سرنوشت‌ من‌ اين‌ گونه‌ مي‌شد. چرا در اين‌ خانواده‌ متولد شدم‌. چرا پدرم مرد و...

آن‌ شب‌ تمام‌ وسايلم‌ را جمع‌ كردم‌، تصميم‌ گرفتم‌ از خانه‌ فرار كنم‌. صبح‌ زود، وقتي‌ مادرم‌ و علي‌ خواب‌ بودند، از آن‌ خانه‌ بيرون‌ آمدم‌. احساس‌ آرامش‌ مي‌كردم‌ گويا كبوتر قلبم‌ آزاد شده‌ بود و در آسمان‌ پرواز مي‌كرد. نمي‌دانستم‌ كجا بايد بروم‌ ولي‌ خيالم‌ راحت‌ بود كه‌ از آن‌ شكنجه‌گاه‌ خلاص‌ شده‌ام‌.

به‌ خانه‌ عمه‌ام‌ رفتم‌. اما عمه‌ام‌ آنقدر مادرم‌ و علي‌ را نفرين‌ كرد كه‌ از آنجا ماندن‌ هم‌ خسته‌ شدم‌. از آن‌ خانه‌ راحت‌ شده‌ بودم‌، اما عمه‌ام‌ باز حرف‌ آنها را مي‌زد. يك‌ شب‌ بيشتر نتوانستم‌ تحمل‌ كنم‌. فرداي‌ آن‌ روز از خانه‌ عمه‌ام‌ بيرون‌ آمدم‌. نمي‌دانستم‌ كجا بايد بروم‌. نه‌ پولي‌ داشتم‌، نه‌ جايي‌ براي‌ زندگي‌.

لباس‌ پسرانه‌ مي‌پوشيدم‌ و در دستشويي‌ پارك‌ها مي‌خوابيدم‌. يك‌ شب‌ در دستشويي‌ پارك‌ با يك‌ دختر فراري‌ كه‌ سرنوشتش‌ مثل‌ من‌ بود، آشنا شدم‌. او مي‌گفت‌ با پسري‌ دوست‌ شده‌ كه‌ به‌ او قول‌ ازدواج‌ داده‌ است‌. گاه‌گاهي‌ هم‌ به‌ خانه‌اش‌ مي‌رود. از من‌ خواست‌ كه‌ به‌ خانه‌ دوست‌ پسرش‌ بروم‌. فرداي‌ آن‌ روز به‌ آنجا رفتيم‌. خانه‌ بزرگي‌ در مركز شهر بود. در آنجا دختر و پسران‌ زيادي‌ رفت‌ و آمد داشتند. آن‌ وقت‌ فهميدم‌ كه‌ آنجا يك‌ مركز فساد است‌. رييس‌ خانه‌ فساد پيرمرد سرحالي‌ بود كه‌ با نوه‌اش‌ همان‌ پسري‌ كه‌ به‌ دوستم‌ قول‌ ازدواج‌ داده‌ بود آنجا را اداره‌ مي‌كرد. از من‌ خواستند كه‌ خودفروشي‌ كنم‌ و‌ در آنجا بمانم‌. من‌ هم‌ مجبور شدم‌ قبول‌ كنم‌. چون‌ جايي‌ براي‌ ماندن‌ نداشتم‌.

هر شب‌ مرا به‌ مردان‌ سن‌ بالا اجاره‌ مي‌دادند و پولش‌ را پيرمرد (رييس‌ خانه‌ فساد)مي‌گرفت‌. آن‌ دختر هم‌ كه‌ در دستشويي‌ پارك‌ با او آشنا شدم‌ وسيله‌يي‌ بود تا دختران‌ فراري‌ را به‌ دام‌ بيندازد. به‌ هرحال‌ گرفتار آنجا شده‌ بودم‌. از خودم‌ بدم‌ مي‌آمد. از زندگي‌ام‌، آنقدر آلوده‌ بودم‌ كه‌ دلم‌ مي‌خواست‌ بميرم‌. هميشه‌ با خود مي‌گفتم‌ اگر من‌ يك‌ پدر و مادر دلسوزي‌ داشتم‌ در اين‌ زندان‌ سياه‌ نبودم‌. كاش‌ حداقل‌ پدرم‌ زنده‌ مي‌ماند، محبتم‌ مي‌كرد. آه‌ كه‌ چقدر به‌ دستان‌ نوازشگر پدرم‌ نياز داشتم‌. اما نمي‌دانستم‌ چه‌ كار بايد بكنم‌. نه‌ راه‌ پس‌ داشتم‌ نه‌ راه‌ پيش‌.

آنقدر در درياي‌ آلوده‌ غرق‌ شده‌ بودم‌ كه‌ ديگر به‌ هيچ‌ چيز و هيچ‌ كس‌ فكر نمي‌كردم‌، بي‌خيال‌ شده‌ بودم‌. بايد تسليم‌ سرنوشت‌ مي‌شدم‌. چند ماهي‌ گذشت‌ و يك‌ روز ماموران‌ به‌ آن‌ خانه‌ ريختند و مرا هم‌ دستگير كردند. شايد ديگران‌ از اين‌ جمله‌ من‌ خنده‌شان‌ بگيرد، اما دلم‌ براي‌ مادرم‌ هم‌ تنگ‌ شده‌ ، شايد شكنجه‌گاه‌ آن‌ خانه‌ بهتر از آلودگي‌ و گناه‌ بود. اما او چقدر بي‌محبت‌ بود. انگار از محبت‌ مادري‌ بهره‌يي‌ نبرده‌ بود. او حتي‌ بعد از فرار من‌ به‌ پليس‌ هم‌ مراجعه‌ نكرده‌ بود كه‌ از آنها بخواهد بچه‌اش‌ را برايش‌ پيدا كنند. بعضي‌ اوقات‌ به‌ خودم‌ مي‌گويم‌ او مرا فداي‌ معشوقه‌اش‌ علي‌ كرد. دلم‌ براي‌ خواهر كوچكم‌ هم‌ تنگ‌ شده‌، دوست‌ دارم‌ بدانم‌ كه‌ الان‌ چه‌ مي‌كند. آيا علي‌ باز هم‌ او را شكنجه‌ مي‌دهد. ولي‌ دلم‌ مي‌خواهد تحمل‌ كند تا سرنوشتي‌ مثل‌ من‌ نداشته‌ باشد.

دختر جوان‌ به‌ فكر فرو مي‌رود، بعد از چند دقيقه‌ ادامه‌ مي‌دهد: بزرگترين‌ آرزويم‌ خوشبختي‌ خواهرم‌ است‌. دوست‌ دارم‌ زودتر از زندان‌ آزاد شوم‌. پيش‌ خواهرم‌ برگردم‌. هر دو كار كنيم‌ و خرج‌ زندگي‌ تامين‌ شود. چه‌ روياهايي‌ داشتم‌. دوست‌ داشتم‌ درس‌ بخوانم‌، براي‌ خودم‌ كسي‌ بشوم‌. اما نفرين‌ بر اين‌ روزگار كه‌ مرا پشت‌ ميله‌هاي‌ زندان‌ انداخت‌.

تهران امروز: دختر نوجوان از 3 شرور كه قصد ربودن او را داشتند، شكايت كرد.

اين دختر نوجوان كه به دليل كهولت و ناتواني پدر و مادرش به تنهايي به دادسرا مراجعه كرده بود، با تنظيم شكايت عليه 3 پسر جوان، درخواست رسيدگي به شكايت خود را داشت. ساعت 21 بيست و چهارم فروردين 86، دختر 14 ساله‌اي كه قصد خريد دارو از داروخانه را داشت، پس از خريد مورد حمله 3 پسر جوان قرار گرفت.

اين دختر گفت: وقتي از داروخانه برمي‌گشتم، در ميان شلوغي خيابان و پياده‌رو ناگهان 3 پسر كه هر كدام يك شمشير در دست داشتند، جلوي مرا گرفتند و با تهديد خواستند كه سوار خودروي آنها شوم ولي من به سرعت از چنگ آنها گريختم.وي با اينكه بسيار مضطرب بودم، ادامه داد: هيچ‌كس در آن ساعت شب به كمك من نيامد. بسيار ترسيده بودم و كمك مي‌خواستم ولي تمام عابراني كه در محل مرا مي‌ديدند، شاهد شمشير و قمه 3 شرور نيز بودند اما بي‌تفاوت از كنار اين صحنه گذشتند و من چون به سرعت پا به فرار گذاشته بودم، خودم را از شر آنان نجات دادم.وي ادامه داد: در محله ما اين 3 شرور معروف هستند و قبلا جلوي راه همكلاسي‌هاي مرا هم گرفته بودند. آنان از ترس آبروريزي در خانواده همراه من به دادسرا نيامدند اما من به هيچ‌وجه از اين شكايت صرف‌نظر نمي‌كنم.

با تنظيم دادخواست اين دختر دانش‌‌آموز، بازپرس موسوي از دادسراي منطقه دستورات لازم را جهت دستگيري متهمان صادر كرد و شاكي پرونده جهت تشخيص هويت و چهره‌نگاري به پايگاه هشتم پليس آگاهي مراجعه كرد.

خیلی ها منو می شناسن به همه اونا و اونایی که منو نمی شناسم می گم بکارت نشانه نجابت و پاکی دختر خانوما نمی شه من به شخصه سنتا رو می شکنم و بکارت واسم مهم نیست کاری که تو اینده می خواییم بکنیم مهمه . نظر بدین لطفا

+ نوشته شده در  پنجشنبه 29 مهر1389ساعت 12:11  توسط نمی دونم  | 

بیماری های زنانه در دختران ما دختران حتما بخوانند

معمولا مراجعه به دکتر زنان را مخصوص زنان می دانیم، اما گاهی در مطب این مختصصان دخترانی با سنین پایین نیز مشاهده می کنیم که با چهره هایی نگران در انتظار دیدار پزشک هستند یا با مادرانی مواجه می شویم که در صورت بروز مشکلی در دختران نوجوان خود با این تصور که پزشک مخصوص زنان است، به این متخصص مراجعه نمی کنند و دست به خود درمانی می زنند و مشکلات را برای دختر نوجوان خود دوچندان می کنند.

به گفته دکتر هایده سمیعی، جراح و متخصص زنان، در گروه دختران مسائلی مثل ناهنجاری های ظاهری دستگاه تناسلی، ضربه ها و تصادفات، صدمات ناشی از کشش های غیرمعمول، پارگی های ناشی از شکستگی لگن و تجاوزات جنسی، بیماری های ناحیه خارجی تناسلی مثل التهابات و عفونت های خارجی تناسلی، ترشحات واژینال و احیانا خونریزی های تناسلی، بلوغ زودرس، بلوغ دیررس، دوجنسی بودن و مواجهه روحی ـ روانی دختران با مساله تغییرات جسمی و جنسی ثانویه در زمان بلوغ، دردهای ضمن قاعدگی، اختلالات قاعدگی و پاره ای از عوارض بلوغ مثل جوش های فراوان صورت و ریزش مو یا رویش موهای زائد و در مواردی مشکلات ادراری باعث می شوند که دختران به متخصص زنان مراجعه کنند.

● بیماری های دخترانه

دکتر سمیعی در بررسی بیماری های زنانه که ممکن است در دختران ایجاد مشکل کند، می گوید: بعضی کودکان به طور مادرزادی دچار تومورهای عروقی به نام همانژیوم هستند که در دختران بیشتر از پسران دیده می شود، همچنین چسبندگی لب های کوچک اندام تناسلی یک ناهنجاری مادرزادی ساده است و امکان ایجاد عفونت های ادراری بیشتری را در دوران کودکی فراهم می آورد که کاملا درمان پذیر است.

گاهی کیست های ساده یا ناشی از غدد موجود در ناحیه تناسلی هم باعث بهم ریختگی آناتومیک ناحیه تناسلی می شود که باید درمان شود.

عضو هیات علمی دانشگاه تهران ادامه می دهد: معمولا ترشحات و خونریزی واژینال در دختران زیر سنین بلوغ دیده نمی شود، اما به دلیل کوتاه بودن طول واژن در آنها، نازک بودن مخاط آن به دلیل فقدان هورمون زنانه استروژن در بدن کودک و وضعیت آناتومیک خاص ناحیه تناسلی که با افراد بالغ تفاوت دارد و ارتباط و نزدیکی بیش از حد این بخش با مقعد، پیوسته در معرض آلودگی و عفونت است که اگر بهداشت دختران بخوبی رعایت نشود، موجب التهابات این ناحیه شده و منجر به ترشحات و گاهی خونریزی می شود.

دکتر سمیعی می افزاید: پس از شروع قاعدگی های دختران به دلیل عدم تکامل کافی محور تحریک هورمونی از مغز تا تخمدان در سال های نخستین، امکان بروز سیکل های بدون تخمک گذاری وجود دارد که خود می تواند منجر به خونریزی های بیش از معمول یا برعکس عدم خونریزی برای چند ماه شود، بنابراین اختلال قاعدگی یک دختر در سال های اول پس از بلوغ اکثرا مساله مهمی نیست و حتی اگر آسیب جسمی چون کم خونی ایجاد نکند، نیاز به درمان هم ندارد،بلکه فقط باید بررسی شود تا مسائل غیرطبیعی چون کیست ها، تومورها، اختلالات دخیل هورمونی مستقیم یا غیرمستقیم رد شوند.

وی می گوید: دردهای ضمن قاعدگی که در حد یک روز ابتدایی قاعدگی باشد طبیعی است، ولی اگر ۳ روز یا بیشتر ادامه داشت احتمال بیماری دیگری وجود دارد که باید بررسی و درمان شود، چرا که غیر از آزار بالینی، عوارضی چون چسبیدگی لگنی و نازایی در آینده می تواند داشته باشد.

● دیدار با متخصص

دکتر سمیعی معتقد است اگر مشکل خاصی برای دختران وجود نداشته باشد، نیازی به دیدار متخصص زنان نیست، اما بهتر است در زمان بلوغ یک مشاوره پزشکی برای دختران با متخصص زنان در حضور والدین وی گذاشته شود.

در این مشاوره غیر از جنبه های آناتومیک، فیزیولوژیک و روحی مساله بلوغ و شروع یک زندگی جدید جسمی و روحی، معاینه دقیق ناحیه تناسلی و بررسی تظاهرات ثانویه جنسی البته با در نظر گرفتن ملاحظات خاص دختران انجام می گیرد تا از سلامت دختر یا احیانا مسائل غیر طبیعی وی آگاه شویم.

بهتر است بخشی از مشاوره هم به تنهایی بین پزشک و دختر نوجوان صورت گیرد تا نوجوان بتواند با پزشک راحت تر گفتگو کند. به گفته دکتر سمیعی، دخترانی که اختلالات قاعدگی دارند، آنهایی که به ناهنجاری های مادرزادی ناحیه تناسلی دچارند و دخترانی که احساس می کنند مساله ای غیرطبیعی اعم از ترشحات یا خونریزی دارند، باید هر چه زودتر به متخصص مراجعه کنند.

● مراقبت ها و آموزش ها

مراقبت های بهداشتی مثل شستشو و خشک نگه داشتن ناحیه تناسلی پس از دستشویی رفتن را باید از کودکی به دختران آموزش داد.

به گفته دکتر سمیعی شستشوی مرتب ناحیه تناسلی در دوران قاعدگی در دوران نوجوانی نیز مهم است که بعضی باورهای غلط در جامعه آن را مضر می دانند و باید گفت که کاملا برعکس است و به دلیل آلودگی بدن به ترشحات و خون قاعدگی انجام آن لازم بوده و از آلودگی ها و تحریکات پوستی ثانویه جلوگیری می کند.

از توصیه های دیگر به دختران نوجوان عدم استفاده از لباس های تنگ و پلاستیکی است، چرا که این نوع لباس ها از عبور هوا جلوگیری می کنند و باعث بروز عفونت های قارچی می شوند.

این متخصص تاکید می کند که باید به نوجوان از چگونگی ترشحات نرمال واژینال که در خانم های بالغ وجود دارد، اطلاعات کافی داد تا دختران تازه بالغ وجود ترشحاتی را که کاملا طبیعی هستند با موارد بیماری اشتباه نکنند، چرا که به دنبال آن دست به خوددرمانی هایی از قبیل روی آوردن به شوینده ها یا پمادهای ضدقارچ و ضدمیکروبی می زنند که خود به دلیل تغییراتی که در PH و میکروب های نرمال واژن و ناحیه تناسلی می دهند، زمینه را برای عفونت ها بخصوص قارچ ها آماده می کنند.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 27 مهر1389ساعت 11:51  توسط نمی دونم  | 

کودکان در هر سنی چقدر باید بدانند؟

در این مقاله به اين موضوع مي‌پردازيم که درباره‌ي مسائل جنسي، کودکان در هر سني تا چه ميزان بايد اطلاعات داشته باشند. به خاطر داشته باشيد بهترين آموزگار براي کودکان والدين مي‌باشند.
بچّه‌ها بايد : تا سن 5 سالگي
1- نام صحيح اعضاي بدن از جمله اعضاي تناسلي را بدانند.
2- درک کنند که نوزادان از رحم مادر متولد مي‌شوند.
3- مفهوم فضاي خصوصي را هنگام تعويض لباس و رفتن به توالت بدانند. به ويژه ضروري است کودکان 5 ساله تفاوت خصوصي و سري را بفهمند.
4- بتواند به راحتي با والدين يا فرد بزرگسال قابل اعتماد ديگري، درباره جنسيت صحبت کنند.
5- نسبت به هويت مذکر يا مونث خود عزت نفس داشته باشند.
بين 6 تا 9 سالگي
بچّه‌ها بايد:
1- بتوانند توليد مثل حيوانات و گياهان را به عنوان بخشي از چرخه حيات درک کنند.
2- در پاسخ به سوالاتي چون «نوزادان از کجا مي‌آيند؟» «چطوري به دنيا مي‌آيند» چيزهاي شنيده باشند.
3- از تفاوت بين دو جنس آگاه باشند و بتوانند نام صحيح اندام تناسلي خود و جنس مخالف را نام ببرند.
4- درک کلي از ايدز و عفونت‌هاي ديگري که از طريق جنسي منتقل مي‌شود داشته باشند.
5- نسبت به سلامت کلي و نيازهاي ايمني بدن خود مسئوليت روزافزون پيدا کنند و بهداشت شخصي خود را با مسواک زدن، دوش گرفتن، رعايت تغذيه مناسب و غيره حفظ کنند.
6- مفاهيم دوستي و عدالت را بفهمند و بتوانند احساسات خود را با والدين يا افراد بزرگسال قابل اعتماد ديگر درميان بگذارند.
بين 9 تا 13 سالگي
بچّه‌ها بايد:
1- جنسيت را به عنوان بخشي طبيعي از زندگي درک کنند.
2- با تغييرات طبيعي دختران و پسرها در دوران بلوغ (عادت ماهيانه و احتلام) آشنا شوند.
3- بتوانند با ديگران دوست شوند و دوستي‌هايشان را حفظ کنند. (معمولاً با هم جنس‌هاي خودشان)
4- روند توليد مثل و از جمله مفاهيمي چون: آميزش جنسي، پدر و مادرشدن، سقط جنين و جلوگيري از بارداري را درک کند.
5- بدانند سوء استفاده جنسي چيست؟ چگونه مي‌توان آن را تشخيص داد و در موقعيت‌هاي بالقوه خطرناک چگونه بايد رفتار کرد.
با توجه به مراحل رشد کودک، به پرسشهاي او پاسخ دهيد. هر چه سن او کمتر است پاسخ‌ها را عيني‌ تر و با لحن جدي بگوييد. جواب آنها را حداکثر در دو تا سه جمله بدهيد. بچه‌هاي ده- دوازده ساله به اطلاعات بيشتري نياز دارند که مي‌توان از طريق کتاب‌ها، جزوه‌ها و کلاس‌هاي آموزي به آنها دست يافت.

+ نوشته شده در  جمعه 23 مهر1389ساعت 10:25  توسط نمی دونم  | 

جواب سوال های شما در کوتاهترین زمان

سوالات خود را بپرسید تا با کمک متخصصا موجود و با تجربه سکسولوژی پاسخ بدهیم در بخش نظرات سوالات زناشویی و جنسی و روابط دختر و پسرها ...
+ نوشته شده در  یکشنبه 4 مهر1389ساعت 11:12  توسط نمی دونم  | 

متخصصین م گویند میل جنسی مردها بسشتر از زنان است اما میل جنسی زنها سیال تر است

مردها هر زمانی که باشد می توانند به سمتش بروند اما خانم ها فقط وقتی سمت آن می روند که شمعهای خوشبو درخانه روشن باشد و شوهرشان ظرف های شام را شسته باشد. این کلیشه است که در ذهن ...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 23 شهریور1389ساعت 0:56  توسط نمی دونم  | 

غذاهای تقویت قوای جنسی

در رژیم خود چه بخوریم تا...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 19 شهریور1389ساعت 2:59  توسط نمی دونم  | 

نامزدي ازمون سخت زناشويي

معیارهای واقعی ازدواج برای برخورداری از یک زندگی مناسب متنوع و مختلف است. درواقع شکل گیری یک زندگی ایده آل و لذت بخش بستگی به عوامل مختلفی دارد که توجه به آنها بسیار ضروری است. ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 7 شهریور1389ساعت 12:1  توسط نمی دونم  | 

موفق بودن در ازدواج

گرچه خیلی از ما گمان می‌‌کنیم ازدواج موفق به شانس و تصادف بستگی دارد اما با کمی دقت در انتخاب همسر، می‌‌توان ریسک آن را کاهش داد و با اطمینان بیشتری دست به انتخاب زد.
خیلی از ما قبل از ازدواج نشانه‌هایی را در فرد مورد بررسی خود می‌‌بینیم و تشخیص می‌‌دهیم که این نشانه‌ها منفی و حتی شاید مخرب باشند اما به راحتی چشم خود را بر واقعیت می‌‌بندیم و با خود یک جمله معروف را تکرار می‌‌کنیم. این جمله معروف این است: بعد ازدواج درست خواهد شد! منکر این نیستم که برخی رفتارهای زوجین، بعد از ازدواج تعدیل می‌‌شود، اما این به این معنا نیست که همه علائم و نشانه‌های ناهنجاری، اختلال، بیماری یا... نیز بعد از ازدواج از بین می‌‌روند، بلکه برعکس، گاهی آسیب‌رسان‌تر و مخرب‌تر هم می‌‌شود.
به همین دلیل به شما می‌‌گوییم که با چه کسانی ازدواج نکنید!! شاید تعداد این افراد چندان زیاد نباشد اما به هر حال حواستان را جمع کنید.

آدم‌های خودخواه...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 3 شهریور1389ساعت 21:40  توسط نمی دونم  | 

به نام اهورا

آفرين جان آفرين پاک را   

آنکه جان بخشيد و ايمان خاک را

عرش را بر آب بنياد او نهاد    

                                  خاکيان را عمر بر باد او نهاد

+ نوشته شده در  چهارشنبه 3 شهریور1389ساعت 20:24  توسط نمی دونم  |